الشيخ محمد الصادقي الطهراني
28
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
نزديكترين افراد بهروح و جانِ تو ( رهبر ) باشد ، نه فرزندت ، كه پسر نوح هيچگونه منصبى در دستگاه نبوت نداشت ، و نه دوستان و علاقهمندانت ، بلكه « أفْضَلَ رَعِيَّتِكِ في نَفْسِكَ » برترين رعيّت در جانت ، در روحت ، بههمان ميزانِ الهى و روحانى كه اميرالمؤمنين تو را به استاندارى برگزيد و نه بر هيچ ميزان ديگرى ! و اين برترى ، در تمامى امتيازات اسلامى بهويژه امتيازاتِ مناسب با قضاوت ، شرط اساسى است كه سر رشتهى آنها أعلميت و أعدليت و اتقى بودن است ، و سيزده شرط ديگر نيز بر همين دو مبنا است و ديگر هيچ . طبعاً اين برترى چنانكه گذشت تنها نسبت بهحوزهى قضايىِ قاضىِ منتخب است ، و نه نسبت بهحوزهى استاندارى و يا كشورى ، و روى اين اصل ، قضاوت قاضىِ عادل و عالمى كه در حوزهى قضاء از او شخص برترى وجود دارد مشروع نيست . اگر هم در موردى دو قاضى دو گونه حكم كردند حكم آنكه عالمتر و عادلتر و باتقواتر است بر ديگرى مقدم است ، چنانكه داود بن حصين ، از حضرت صادق عليه السلام مىپرسد دربارهى دو مرد كه دو عادل را در قضيهاى مورد اختلافشان حَكَم نمودند ، ايندو عادل اختلاف كردند ، حكم كداميك حجت است ؟ فرمود آنكه فقيهتر است و عالمتر بهاحاديث ما و با تقوىتر است . او حكمش نافذ است و نه ديگرى . و در مقبولهى عمر بن حنظله بيانى مشروح در اينباره آمده است كه :